محمدتقى نورى

311

اشرف التواريخ ( فارسي )

روزگار مثل او نديده و گوش اعصار شبيه آن را نشنيده ، كه « 1 » مقوّمين از تقويم آن عاجز بودند ، در بازوى مبارك و كمر همايون نصب فرموده ، خلاع امرا و خوانين را در همان‌جا عنايت فرموده ، سوار اقبال و نزول اجلال را به شهر ارزانى و جاى مناسبى به جهت سكناى « 2 » كلب على خان تعيين شده ، مشمول عواطف شد . « 3 » وقايع سال همايون‌فال بارس ئيل مسرت تحويل در سال چهارم از تاريخ حكمرانى شهزادهء « 4 » ظفر مبانى تجديد سال فرخنده فال ميمنت توأم از قدوم بهجت لزوم بهار مسيحا دم و رسيدن جرم نيّر اعظم و عطيّه‌بخش ساحت عالم ، خسرو جنود نامعدود اختر و انجم ، سلطان نافذ الفرمان ( 121 ب ) سرير فلك چهارم ، نكهت‌افزاى عرصهء خاك و پادشاه بارگاه افلاك ، اعنى آفتاب عالم‌تاب ، به محاذات نقطهء اعتدال ربيعى كه اول خانهء « 5 » شرف و حسن حال و محل وصول « 6 » بهار خرّمى آثار و اوان استواى ليل و نهار است ، به حكم نافذ ملك لم يزل و لايزال و امر محكم قادر ذو الجلال ، بعد از انقضاى مدت چهار ساعت و بيست و يك دقيقه از روز جمعه ، سلخ شهر ذى حجة الحرام سنه 1220 ، مطابق « 7 » بارس ئيل تركى ، اتفاق افتاده ، چون صباح آن روز « 8 » غرّه محرم 1221 « 9 » و احترام آن وجههء همّت شاهزادهء اعظم بود ، لهذا در همان روز جشن نوروزى را به ضوابط و قواعد پسنديده آراسته و به طريق شايسته و آيين خجسته « 10 » محفل سور و سرور حسب الحكم قضا دستور زيب و زينت يافته ، به روش سابق دست احسان از آستين كرم بيرون آورده ، مخالف و مؤالف « 11 » از فوايد موايدش محظوظ و بهره [ مند ] « 12 » گرديده ، قريب « 13 » يك‌صد دست خلاع آفتاب شعاع زرتارى و پشمينهء

--> ( 1 ) . مج : و . ( 2 ) . مج : « سكناى » ندارد . ( 3 ) . مج : عواطف بىكران گرديد . ( 4 ) . مج : شاهزاده . ( 5 ) . مج : برج . ( 6 ) . مج : حال و هنگام قدوم . ( 7 ) . ذيحجه الحرام مطابق سنه 1221 هجرى . ( 8 ) . مج : « روز » ندارد . ( 9 ) . مج : 1221 ندارد . ( 10 ) . مج : بايسته . ( 11 ) . مج : موافق . ( 12 ) . مج : محظى و مويد . ( 13 ) . مج : قرب .